على اصغر ظهيرى

164

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

عرض كردم : منظورتان از اين سخنان چيست ؟ فرمود : روزى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم ، در حالى كه ايشان گريه مىكردند ، پرسيدم چرا گريه مىكنيد ؟ فرمود : جبرئيل خبر كشته‌شدن حسين را در كنار شطّ فرات به من داد . سپس فرمود : آيا مىخواهى تربت پاكش را ببوسى ؟ آنگاه مشتى از آن خاك را به من داد و من به آن خاطر مىگريستم . « 1 » همچنين نقل شده است كه : اميرمؤمنا عليه السلام به همراه دو نفر از اصحاب خود به صحراى كربلا رسيد ، چون وارد آن سرزمين شد ، گريست و فرمود : اين محل خوابيدن شتران ايشان است و اين محل فرودآوردن بارهاى ايشان است ، در اينجا خون ايشان ريخته مىشود خوشا به حال تو اى تربت ! كه خونهاى دوستان خدا بر تو ريخته مىشود . « 2 » در صفّين يكى از جنگهاى پرماجراى اميرمؤمنا عليه السلام با معاوية بن ابىسفيان لعنة اللَّه عليه جنگ صفين بود . اين جنگ در سال 36 تا 38 هجرى بين سپاه حق و باطل در سرزمينى در نواحى شام بنام « صفين » واقع شد . نخستين كارى كه معاويه انجام داد اين بود كه گفت : چون عثمان را تشنه كشتند ، آب را بر روى على عليه السلام ببندند . فرماندهء اين كار « ابوايوب اعور سلمى » بود كه قرارگاه خود را در كنار مركز آب برپاكرد . بسته شدن شاهراه اصلى آب توسط سپاه معاويه موجب شد تا سپاه اميرمؤمنا عليه السلام در فشار قرار گرفته و تشنگى بر آنان چيره‌شود . مىنويسند : چندين گردان سواره نظام از سوى اميرمؤمنا عليه السلام به سوى آنان حمله بردند ، اما موفق نشدند تا راه آب را بازكنند .

--> ( 1 ) - مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 75 . ( 2 ) - جلاء العيون ، ص 557 .